
معاون وزیر اطلاعات گفت: وزارت اطلاعات در ۱۰ سال گذشته درگیر گروه های وابسته به طالبان و گروهک های مشابه از جمله داعش، بوده است. در یک ماه گذشته، ۳۰ تن از اعضای مرتبط با گروهک داعش، در ایران بازداشت شده اند.
معاون وزیراطلاعات افزود: جمهوری اسلامی ایران، شیری است که گروه های تکفیری نمی توانند با دم این شیر بازی کنند و همچنان که در سوریه، تیزی ذوالفقار جمهوری اسلامی ایران را چشیدند، درعراق نیز نتیجه اقدامات خود را خواهند دید.
۱۵ثانیه به عکس زیر خیره شوید و سپس به اجسام دور و بر خود نگاه کنید.
تا بارگذاری کامل عکس صبر کنید



گردشمالی 10 میلیاردی نصابان ماهواره بعد از طوفان!

طوفان عظیمی که در روزهای اخیر تهران را درنوردید و طوفانهای پسینی که در مداومت با این حادثه طبیعی رخ داد، درآمد کلانی برای نصابان دیش ماهواره در پایتخت به وجود آورد که ابعاد واقعی این پدیده را بیش از پیش برای مسئولان امر مشخص میسازد؛ ابعادی که میتوان با گردش مالی پنج میلیاردی به عنوان یک تخمین حداقلی از گردش مالی این حوزه درک کرد.
به گزارش تابناک، آسمان تهران روز دوشنبه هفته پیشین برای چند دقیقه چون شب تاریک شد و طوفانی بیسابقه با سرعت 120 کیلومتر تهران را درنوردید که علاوه بر مرگ و مجروح شدن برخی هموطنان، خساراتی نظیر شکستن برخی درختهایی با قطر تنههای بسیار ضخیم نیز در پی داشت. با این حال این ماجرا ابعاد دیگری نیز در دل خود داشت که اگر جزو دارندگان دیش ماهواره در پایتخت باشید، درکش کردهاید!
بقیه متن در ادامه ی مطلب
ادامه مطلب...
تقریبا بین 5 تا 14 روز بعد از مصرف آنتیبیوتیکها، عمل ذبح مرغها و مصرف گوشت آنها نباید در دستور کار مرغداریها قرار داشته باشد.

معمولا مقدار مشخصی آنتیبیوتیک برای پیشگیری از ابتلا به بیماری در آب مرغهای معمولی، ریخته میشود. تمام شرکتهایی که این آنتیبیوتیکها را تهیه میکنند، روی بستهبندی داروهای خود مینویسند مدت زمان منع مصرف گوشت مرغ بعد از مصرف آن آنتیبیوتیک خاص، چقدر است...
تقریبا بین 5 تا 14 روز بعد از مصرف آنتیبیوتیکها، عمل ذبح مرغها و مصرف گوشت آنها نباید در دستور کار مرغداریها قرار داشته باشد.
نظارت بر این کار، برعهده مسئولان دامپزشکی و خود مرغداریهاست. متاسفانه در برخی از مرغداریهای ایران، این نظارتها انجام نمیشود و مرغدار هم تا روزها و ساعتهای آخر به مرغها، آنتیبیوتیک میدهد. البته گوشت مرغ، کمتر تحتتاثیر این دارو (آنتیبیوتیکها) قرار میگیرد و بیشتر آنتیبیوتیکها در جگر و کلیههای مرغ تجمع پیدا میکنند. با این حساب، اگر از نحوه پرورش مرغ آگاهی ندارید، نباید جگر آن را مصرف کنید تا سلامتتان با خوردن جگر مرغ سرشار از آنتیبیوتیک بهخطر نیفتد.
از طرف دیگر، تحقیقات انجامشده در دانشکده دامپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران هم نشان میدهد معمولا بد بودن شرایط جوی، پایین بودن آگاهی مرغدارها و تراکم فراوان مرغداریها در برخی مناطق کشور، باعث افزایش مصرف آنتیبیوتیکها میشود. متاسفانه گاهی برخی آنتیبیوتیکهای ممنوع هم در این مرغداریها استفاده میشوند. به همین دلیل بهتر است مرغهای بستهبندی زیرنظر سازمان دامپزشکی را از فروشگاههای معتبر خریداری کنید و گوشت مرغ را پیش از مصرف کاملا بپزید.
فرایند پختن، میتواند تاحد زیادی باعث از بین رفتن برخی از این آنتیبیوتیکها شود. نوشیدن آبمیوههای تازه، سالم و طبیعی مانند آب مرکبات با غذاهای گوشتی، هم باعث افزایش جذب آهن این موادغذایی در بدن میشود و هم ارزش تغذیهای وعده غذایی را بالاتر میبرد./هفته نامه سلامت



محمد رضا گلزار در فیلم «سلام بر بمبئی» به تهیه کنندگی حسن دادخواه و کارگردانی مشترک قربان محمد پور و اومش مهرا جلوی دوربین خواهد رفت.
حسن دادخواه تهیه کننده سینمای ایران خصوص آخرین وضعیت فیلم «سلام بر بمبئی» گفت: اواخر اردیبهشت ماه سال جاری به دعوت آقای اومش مهرا تهیهکننده و کارگردان هندی پروژه، عازم کشور هند هستیم تا مقدمات فیلمبرداری در این کشور را بررسی کنیم. این فیلم یک پروژه عظیم و محصول مشترک ایران و هند خواهد بود.

دادخواه ادامه داد: این پروژه یک بازیگر اصلی ایرانی خواهد داشت و تا به امروز با محمدرضا گلزار وارد مذاکره شدیم و توافقات ضمنی برای حضور او در این پروژه سینمایی صورت گرفته است. با گلزار به تفاهم شفاهی رسیدهایم اما هنوز قراردادی بر روی کاغذ مکتوب نشده است. او هم در این سفر به کشور هند همراه ما خواهد بود تا مقدمات پیش تولید این فیلم در کشور هند بررسی شود. سرمایهگذار فیلم «من مادر هستم» ادامه داد: این پروژه یک بازیگر هندی هم خواهد داشت که اومش مهرا در حال مذاکره با آمیتا باچان و آیشواریا رای بازیگر زن سینمای هند است. مهرا در حال مذاکره اولیه با این دو بازیگر مطرح سینمای جهان است. «سلام بر بمبئی» داستان دانشجویی ایرانی است که در بمبئی تحصیل میکند اما آشناییاش با دختر هندی مسیر زندگی اش را عوض می کند. حدود ۱۰ درصد از صحنههای این فیلم در تهران و مابقی در کشور هند فیلمبرداری خواهد شد. کارگردانی مشترک این فیلم بر عهده اومش مهرا تهیهکننده و کارگردان سینمای هند و قربان محمدپور از ایران است و دکتر حسن دادخواه تهیهکننده و سرمایهگذاری، این فیلم را بر عهده دارد. هنرآنلاین
به گزارش نفت ما ،«اشهدم را خواندم وسرم را روی بالش گذاشتم» این را «عباس خواجه» مرد 94 ساله می گوید.
این گزارش در مورد پیرمردی است که آنقدر حالش وخیم بوده که حتی خودش هم می دانست سحر روز بعد را نخواهد دید. حدسش درست بود. او آن شب مرد اما به طور عجیب و باورنکردنی دوباره زنده شد. عجیب تر اینکه پیرمرد بعد از بازگشت به زندگی، حالش خوب خوب شده و دیگر نشانی از بیماری و درد در او دیده نمی شود.

بی وقت می آید و ناگهانی. بی برو برگرد. همین غافلگیری، یکی از ویژگی های مرگ است. ماجرای مرگ، رفتنی است که بازگشتی ندارد اما روزگار است دیگر. آدمیزاد روی این کره خاکی دستخوش حوادث و اتفاقات عجیب و دور از ذهنی می شود که اگر در این مورد بگوییم «غیرممکن ها، ممکن می شود» اغراق نکرده ایم. عباس خواجه هم جزو افراد انگشت شماری است که چند روز گذشته ممکن شدن کار غیرممکنی را تجربه کرد. بگذارید پای صحبت های خودش بنشینیم تا برایمان از شبی بگوید که مرد!
معلوم بود می میرم
«حرف یک یا دو روز نبود که، روی تخت افتاده بودم. ماه ها بود که سراغ این پزشک و آن متخصص می رفتم. می رفتم که نه. نای حرکت کردن نداشتم. مرا می بردند. پسرم این زحمت را می کشید. خودم می دانستم اوضاع وخیمی دارم. درد مثل خوره افتاده بود به جانم. با این سن و سالم، توقع بهبودی هم نداشتم .از برخورد پزشکان هم می شد فهمید که کجا و در کدام مرحله از زندگی ام.»
روزها سپری می شد و حال آقای خواجه روز به روز بدتر و بدتر. «چند روز پیش، بعدازظهر حالم خیلی بد شد. پسرم مرا به بیمارستان برد و طبق روال همیشه، اولش با معاینه شروع شد، آخرش هم با یک سرم ختم شد.»
وقتی آقای خواجه با پسرش به خانه رسیدند، هوا تاریک شده بود، پیرمرد می گوید: «در و دیوار کوچه و خیابان را خوب نگاه می کردم. البته چند روزی بود که همه چیز را طور دیگری می دیدم. طوری که انگار آخرین بار است. این احساس تنها در وجود من نبود. اطرافیانم هم طور دیگری به من نگاه می کردند. آن شب حادثه دیگر چه بسا بدتر. حق داشتند. آن شب اشهدم را خواندم و سر به بالش گذاشتم.»
در اورژانس بیمارستان
ساعت نزدیک 4 صبح بود. اهل خانه هنوز نخوابیده بودند. می دانستند امشب پیرمرد حال خوشی ندارد و باید بیدار بمانند تا اگر حالش بد شد، او را به بیمارستان برسانند.
پیرمرد نفس هایش به شماره افتاده بود، اهل خانه با اورژانس 115 تماس گرفتند. دختر آقای خواجه می گوید: «وقتی پدرم را در حال احتضار دیدم فریاد زدم که دیگر بس است پیرمرد بیچاره را رها کنید. با آمپول و سرنگ تکه پاره اش نکنید. آخر امیدی نداشتیم. با خودم فکر می کردم پدر بیچاره ام حداقل در این لحظات آخر، زیر آمپول و سرنگ نرود.»
نفس های پیرمرد به شماره افتاده بود اما هنوز قطع نشده بود. به همین خاطر ماموران اورژانس، بیمار را به بیمارستان ولیعصر (عج) خرمشهر منتقل کردند. چند دقیقه ای می شد که بیمار روی تخت بخش اورژانس بیمارستان با مرگ دست و پنجه نرم می کرد که ناگهان آمد «مرگ».
بازگشتی که غیرممکن بود
پیرمرد مرد. اما تیم پزشکان بیمارستان ناامید نشدند و برای احیای بیمار تلاش کردند. با دستگاه و دستانشان به میت شوک وارد می کردند. این کاری است که در هنگام ایست قلبی هر بیماری انجام می شود.
بقیه متن در ادامه یمطلب
ادامه مطلب...
برد پیت در سفری که برای امور خیریه انجام داده است، نشان داد که شعری از مولانا را روی دستش خالکوبی کرده است.
به گزارش دیلی میل، برد پیت که با متیو مک کاناهی در نیواورلئان حضور دارد، شعری از مولانا را که روی دستش خالکوبی کرده، به هوادارانش نشان داد. بازیگر «یازده یار اوشن» دیروز به هوادارنش نشان داد که شعری از مولانا را که شامل این بیت میشود «آنجا دشتی است، فراتر از همه تصورات راست و چپ. تو را آنجا خواهم دید» روی بازوی راستش خالکوبی کرده است. برد پیت با متیو مک کاناهی در حال توپ بازی در محلهای در نیواورلئان بود که دستش را به سمت هوادارانش بلند کرد و خالکوبی جدیدش را به آنها نشان داد.

متیو مک کاناهی که برای بازی در فیلم تحسین شده «کلوپ خریداران دالاس» وزن زیادی کم کرد و با این فیلم جایزه اسکار را نیز برد، در این فیلم تصویر ران رودروف را که سال 1992 درگذشت، تصویر کرد. این دو از بالای بالکن اتاقهای هتلشان با هم توپ بازی کردند. این دو بازیگر برای شرکت در پروژه سالانه برد پیت در زمینه ساخت خانه برای نیازمندان نیواورلئان در این شهر حضور دارند. بنیاد برد پیت که در سال 2007 تاسیس شده با ساخت خانه به کمک نیازمندانی شتافته که بر اثر توفان کاترینا زندگی خود را از دست داده اند. در این سفر متیو مک کاناهی را همسر و فرزندانش همراهی کردهاند.

![]()
